تبليغاتX
مهر تابان
هر كس گفتمان آكادميك نمی داند، وارد نشود.

 

خواستم از میرحسین موسوی بنویسم از این که بعد از یک عمر که بر ایران و ایرانی اتفاقات جورواجور گذشت در برابر تمام غم ها و شادی ها لب از لب باز نکرد نه هم درد بود و نه هم دل، دل خوش کنک هم نبود و حالا شعار تعهد داده و به گنگ بودنش پاسخ گفته!

یک وقتی یکی از رجال سابق (که آدم محترمی ست) می گفت : نه سال 76 و نه 84 هیچ وقت از بالا برای میرحسین پیغام نیاورده بودند که کاندید انتخابات شود و فقط یک بار در سال 72 پیامی به ایشان رسید ...

و حالا شاید دفعه ی دوم باشد برای کسی که نشان داده بیش ترین انطباق را با تئوری های جمهوری اسلامی داشته و البته جدی تر! بی صداقتی ای که بد جوری توی ذوق می زند. سیاست مداری که توی قاب روی دیوار برود تا مبادا آماج حمله قرار گیرد، شاید بزرگ باشد اما بزرگوار نیست.

 

خواستم از بیانیه ای بگویم که انگار در دفتر نخست وزیری نوشته بوده و حالا از توی گنجه درش آورده، از بقالی که قرارست به عقل و سلیقه ی (بخوانید هنر، تکنیک ... ) خودش کاغذی بنویسد و پشت شیشه بچسباند، از شعارهایی که دهه ی شصت را دهه ی ریاکاری و پوپولیسم کرد ... تازه دهه ای که دهه ی مردم انقلابی و از همه مهم تر دهه ی جنگ بود؛ جنگ اگر هیچ برکتی نداشته باشد لااقل آمار خودکشی را پایین می آورد چون حسی در مردم به وجود می آورد که همه نسبت به هم احساس فایده می کنند اما حالا در آستانه ی دهه ی نود هستیم، بی برکت ِ جنگ!  

 

نمی دانم قبول هست یا نه اما این دو تا سخن از میرحسین یکی مربوط به سال 78 (در مورد ترور حجاریان) و یکی 79 (مربوط به تعطیلی فله ای مطبوعات) هم تا حالا پیدا شده! شاید هم از میان هیاهوی موج های دوم خردادی کسی میرحسین را نمی دیده؟؟؟!!! 

به هرحال حالا که میرحسین آمده کار برای خاتمی هم سخت شد اگر تا پیش از این یک مقایسه ی ساده بین وضع معیشتی دوران خاتمی با محمود، راحت مردم را توجیه می کرد، حالا دیگر نمی شود بین خاتمی و میرحسین چنین کاری کرد، به نظرم کار برعکس هم شده!

عده ای از کسانی که (و نه همه شان) سطح فکر بالاتری دارند و به توسعه و پشت بندش به دموکراسی فکر می کنند، چون انتخابی جز خاتمی یا محمود نداشتند و قرارشان این بود که لااقل وضع بدتر از این نشود، خاتمی را توجیه می کردند، از خاتمی انتظاری بیش از این نداشتند اما حالا این دلیل ِ حمایت از خاتمی را میرحسین هم برایشان توجیه می کند.

دلیل دیگری که حمایت از خاتمی را توجیه می کند، ناکارآمدی ِ انقلابی گری یا هر حرکت رادیکالی ست که فضای توسعه را متشنج می کند مثل طوفانی که جلوی شکفتن گل ها را می گیرد (ریشه های آنومی) یعنی دلیلی که خاتمی را کم هزینه تر از تحریم یا آمدن کسی مثل عبدالله نوری می دانست اما حالا همین دلیل ها می تواند موسوی را بیش تر توجیه کند!

 

به هرحال، دل من و خیلی ها با این کسی که معلوم نیست سال ها به کجا تعهد داشته و هنوز نمی دانیم اصلا چرا خیلی وقت ها اسمش کنار خاتمی آمده، نیست؛ تا بعد ...


+ نوشته شده در  جمعه بیست و سوم اسفند 1387ساعت 21:32  توسط درويش  | 
 

مینیمال سیاسی- اجتماعی (پیشاپیش بابت بعضی تعابیر ممنوعه معذرت خواهی می کنم) :

 

اگر "حتی" گ و ز ی د ن را برای مردم ممنوع کنند،

هرکس ب گ و ز د اپوزیسیون محسوب می شود

اما ملت، اپوزیسیون، اصلاح طلب و ... جملگی،    گ   و   ز   و    می شوند.

 

آیا این یک مینیمال بود؟!


+ نوشته شده در  سه شنبه ششم اسفند 1387ساعت 18:31  توسط درويش  |