تبليغاتX
مهر تابان
هر كس گفتمان آكادميك نمی داند، وارد نشود.

دوستان! هرکسی که این را می خواند و احیانا در جریان کل کل ها و تحریم ها و گیس و گیس کشی سازمان تربیت بدنی با عادل فردوسی پور است، فردا به برنامه ی نود اس. ام. اس. بزند و چه بهتر که سایرین را هم تشویق کند! اگر کسی هم در جریان نیست به این حرف گوش کند!


+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم دی 1387ساعت 20:58  توسط درويش  | 
در مورد قضایای غزه دوستان گفته اند :

هاجر : عید نسل کشی در غزه، برای دیدن عکس در اندازه اصلی این جا کلیک کنید!!

جواد : اعراب پست ترین مخلوقات خداوند اند؛ هیچ گاه آرزوی سفر حج نکردم و نمی کنم، چون یقین دارم ریال به ریال پول ما به جیب اسرائیل و وهابیون و القاعده می رود.

امیرخادم : (در حالی که سعی می کند رسمی نباشد) عجب بکش بکشی راه انداختن این اسرائیلی ها! آیا کسانی که در برابر این اتفاقات سکوت می کنند می توانند خود را رو سردمدار صلح و دوستی بدانند و خاطیان را مجازات کنند؟

سجاد هم گفته اگر ایران و عرب ها نهادهای مدنی قدرتمند و با اعتبار جهانی داشتند، می توانستند در ماجرای غزه نقش تاثیرگذار جهانی ایفا کنند.

امان الله خان هم که "سه نقطه" است و طبیعتا دارد خر خودش را می راند (با این کرسی شعرهایش!)

و اما ...

احمد توکلی : بنده هم داوطلب حركت به سمت غزه هستم.

اما نکته ای که در بین حرف دوستان و برخی از سایرین خالی بود این بود که واقعا چرا حزبل ها و ب.سیجی ها و ... نشسته اند؟ امروز بهشت از غزه می گذرد. هم زمانی جنایات صهیونیزم بر ضد مسلمین در محرم افتاده و شیرینی شربت شهادت را صدچندان نموده این شانسی ست که هر صد سال یک بار به آدم رو می کند. اصلا هم لازم نیست به امید محمود و دولتش بنشینند اگر راست می گویند چرا در کار نیک از هم سبقت نمی گیرند و با پای پیاده به عشق در آغوش گرفتن شهادت و حوریان سیاه چشم تا آن طرف قدس (غزه) نمی روند؟ آیا این انصاف ست که وقتی غزه در خاک و خون است هر شب صدای روضه بلند کنند و پلوی امام حسین بخورند و توی خیابان - از هفته ی آینده که تاسوعا، عاشوراست - عربده بکشند؟

متاسفانه فرصتی ست که از یک طرف دست این عزیزان و از طرف دیگر از دست ملت ایران می رود.

احمد توکلی هم نمی ره اگه رفت ...

 

پی نوشت : امشب، شب کریسمس است و جشن و شادی از سر و کول اروپا و امریکا بالا می رود و غزه ...

عجیب "آی آدم ها"ی  نیما می چسبد :  آی آدمها، که بر ساحل نشسته شاد و خندانید، یک نفر در آب دارد می سپارد جان، یک نفر دارد که دست و پای دائم می زند ...

 



+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم دی 1387ساعت 0:21  توسط درويش  |