یك بازی خودجوش وبلاگی ديگر* بدون كوچكترين نيازی به دعوت كردن به راه افتاد : "محمود در امريكا ورژن دو هزار و هفت."
یك نكته دروغهایی بود كه آدمهای گندهی روزگار ما در رسانهها و پشت تريبونها در نهايت شهامت (همان پررویی) میزنند، البته مهم نيست كه از اينهمه تناقض بمانيم كدام طرف راست میگويد مهم دروغیست كه در دنيای ما اينقدر با شهامت گفته میشود. و نكتهی ديگر خوشحالی عدهای از توهين به رييسجمهور مملكت بود، فكر میكنم يك دليلش اينست كه وقتی اهرمهای دموكراتيك هيچكاره باشند خودبهخود اين باور بهوجود میآيد كه غير از پسگردنی هيچ چيز ديگری نمیتواند تغيير بهوجود آورد، پس مخالفين، اتوماتيك از فحش و داد و بیداد ووو استقبال میكنند؛ ولی مهم اين نيست كه از احمدینژاد خوشمان میآيد يا نه مهم نقشههای كثيف اجنبی برای ايرانست.
بهنظرم حق مطلب را مسعود بهنود و دکتر مهاجرانی ادا كردند هركدام از زاويهای متفاوت. محمدعلی ابطحی را هم خيلیها خواندند گرچه او سواد دو نفر ديگر را ندارد ولی گاهی نكاتی در نوشتههايش پيدا میشود!
*كاملا مبرهنست كه اين بازی خيلی فراتر از وبلاگها بود اما خوب بنده وبلاگ نويسی بيش نيستم!





