تبليغاتX
مهر تابان
هر كس گفتمان آكادميك نمی داند، وارد نشود.

ديروز گفتگويي داشتم؛ طرف مقابل معتقد بود "احمدي نژاد" ناچارست به انجام اصلاحات (سياسي و اجتماعي) چرا كه دنياي اطرافش او را ناگزير خواهد كرد مجبور خواهد كرد تا جمهوري اسلامي هم به قاعده شود در اين جهان.

 

توضيح : اين جا منظور از اداره ي جهان اداره ي كره ي زمين به دست بندگان بشر هست.

 

اما من معتقد بودم كه :

 

اولا بايد جرياني كه احمدي نژاد هم بخشي از آنست را شناخت و چون جرياني "سنتي"  و اقتدارش برپايه ي "تعبد مردم" است، دليلي ندارد تا براي تغيير جامعه اصلاحات انجام دهد.

 

دوما يك زماني ست كه دولت، اصلاحات انجام مي دهد يعني با آگاهي دادن به مردم حركت جامعه را سريع تر مي كند در واقع دولت با "آموزش و پرورشش" چند قدم جلوتر از ملت ست و آن را دنبال خود مي كشاند. اما يك وقت در برابر پيش رفت جامعه مجبور به عقب نشيني مي شود يعني دولت عقب تر از ملت است و كشان كشان در پي ملت كه اين اصلاحي نيست كه حكومت براي جامعه به ارمغان آورده باشد. پس بايد ميان وضعيتي كه حكومت جلوتر ست از مردم و ارمغان تازه اي دارد براي زير دستانش و وضعيتي كه حكومت عقب تر ست از مردم زمانش و گاهي عقب نشيني مي كند در برابر خروش مردمي، تفكيك قائل شد.

 

سوما اگر بپذيريم 20 درصد انسان ها از 80 درصد منابع جهان استفاده مي كنند و نظام جهاني را زورمندان مافيايي، فراماسون ها، صهيونيست ها و به طوركلي امپرياليسم اداره مي كند و مدار جهان در درجه ي اول برپايه ي "پول" و "قدرت" مي گردد، آن وقت بايد بفهميم در رژيم اداره ي جهان، حقوق بشر،  دموكراسي و اصلاح بشر در مرتبه هاي پايين تري نسبت به پول و قدرت است و اگر كشوري در خدمت زورمندان 20 درصدي بود اگر هم عصر حجري بماند، فشاري براي تغييرش نخواهد بود چه بسا ساپورت هم بشود مثل عربستان سعودي كه نه انتخابات دارد نه حقوق مساوي زنان و نه مطبوعات آزاد اما دليلي ندارد تا امپرياليسم حكومتش را ساقط كند تا وقتي باعث مي شود نظاميان آمريكايي همه كاره ي خليج فارس باشند.

فشاري كه براي دفاع از حقوق بشر بر نظام هاي ددمنش وجود دارد تنها از سوي وجدان هاي بيدار بشر ست كه اهرم هاي قدرت دنيا در دستشان نيست اما زورمندان براي وجاهت بخشيدن به خود در نبردي تبليغاتي دفاع مي كنند از "انسانيت" تنها به مثابه ي يك ابزار تبليغي اما در خلوتشان قهقهه مي زنند به وجدان هاي بيدار بشري.  

 

نظر شما چيست؟ از رييس جمهور ايران بر مي آيد تا كدام كار كند؟  


+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و نهم مرداد 1385ساعت 17:37  توسط درويش  | 

 

يك ماهي مي شود كه مردم اصفهان از ترس نيروي انتظامي، ماهواره هاشان را برچيده اند يعني بيش تر آن هايي كه مي شناسم، اما ما جمع نكرديم البته به دستور پدر. من هم در كمال تعجب مانده ام در كار بابايم بعضي وقت ها آن قدر دست به عصاست كه روي اعصاب آدم حسابي راه مي رود اما حالا توصيه هاي جدي آشنايان در مورد خطر جمع نكردن ديش را با مزاح به هيچ هم نگرفت.

 

بايد بگويم كه اين حكومتي ها يا خيلي پرتند يا حال مي كنند هر دفعه مردم را زار و براه كنند و گرنه برنامه هاي شبكه هاي فارسي ماهواره هيچ اثري "مهمي" در ملت  ندارد. شبكه هاي سياسي يك مشت آدم بي اطلاع مي آورند كه نه مطالعه دارند و نه ايران امروز را مي شناسند؛ آدم هاي ره گم كرده اي هستند كه نمي دانند براي آباداني بايد دست روي كجا بگذارند نمي دانند در ديگ را عوض كنند يا قرمه سبزي گنديده ي توي ديگ را. بيش ترشان هم چون مسلسلي مي توانند حرف بزنند انتخاب شده اند و گرنه پاچه پاره هايي هستند كه مخالفشان را جر مي دهند، دم از آزادي هم مي زنند. بعضي شان هم بسيار تابلو جيره خور خارجي اند مثل احمدرضا بهارلو. اين دسته اگر همراهاني هم داشته باشند چون "عمقي" در "بيش تر" كارشان نيست كاري نمي توانند.

 

دسته ي ديگر كه غيرسياسي هستند فقط دنبال پول در آوردن هستند و گرنه پشيزي براي ملت قايل نيستند يا دو سه نفري نشستند با هم حرف مي زنند (مثلا صبح كله پاچه خورديم يا لباست چه قدر بهت نمي ياد) طبيعتا بايد بعضي ها هم بشينند فقط تماشاچي حرف زدن آن ها باشند. يا جلوي دوربين ها  تلفن جواب مي دهند و حداكثر كارشان هم پخش موزيك ويدئو و فيلم هاي عهد عتيق ست (كه بعضا دزدي در مي آيد).

 

دريغ از برنامه سازي

 

شبكه ي تپش آن قدر پول داشت تا هزينه ي پخش مستقيم 64 بازي جام جهاني را بپردازد اما دريغ از ساخت يك جنگ تلويزيوني. شبكه هايي مثل " زد. دي. اف" آلمان، " آر. اي. آي." ايتاليا، "ام. بي. سي" عربي و... را ببينيد كه چه برنامه هايي نشان هم زبانانشان مي دهند و اين ها چه به خورد ايراني مي دهند. عيب از خود ماست چون كه از اول عادت كرديم به آشغال خوري. اروپايي از اول خوب زندگي كرده از تلويزيون هم برنامه اي ديده كه رويش كار شده (نگاه كنيد به شوهاي 30 سال پيش شبكه ي "تله ملودي") برنامه هايي ديده كه سازنده اش مخاطبش  را "بشر" حساب كرده و امروز اگر دكور، مجري، فيلم برداري، كيفيت سيگنال و محتوا مناسب نباشد، پسش مي زند ولي ايراني برنامه هايي مي بيند كه يك نفر پشت ميز نشسته يك دوربين هم جلوش كه شايد فيلم بردار هم نداشته باشد و يك افكت كامپيوتري هم ديوار پشت سرش را دكور مي كند يارو هم يا تبليغ اين و آن مي كند يا زير آبي مي زند يا اس ام اس هايي كه هر روز از روي موبايل پاكشان مي كنيم مي خواند يا لب مي زند جاي خواننده ها، همين.

 

و چه شكست بزرگي ست براي دولت و مجلس يك كشور كه از اين ها بترسند يا احساس كنند از اين نالايقان كه هيچ نمي كنند كم ترند چه  رسد به اين كه قدرت هماوردي نداشته باشند و از سايه ها هم بهراسند.


+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم مرداد 1385ساعت 16:44  توسط درويش  | 

امروز سؤال مسخره اي، فكرم را گرفت.

 

بشر دو بعد اجتماعي و فردي دارد؛ بعدي كه به ديگران مربوط مي شود اجتماعي ست كه ديگران را با همين سر و كارست و ديگري بعد فردي ست كه اگر فردي است به بقيه ربطي ندارد و اگر اين هم به بقيه مربوط باشد، پس شق فردي اصلا نداريم. شما در رفتار شخصي تان مجازيد حتي كثيف ترين اعمال را هم انجام دهيد با اين "تبصره ي مهم" كه آسيبي به رفتار جمعي تان وارد نسازد چرا كه "انسان جمعي"، از ديگران بر گردنش، حق دارد. مثالي مي زنم كه مي توان گسترشش داد : هر آدمي "توالت" (اين جا دستشويي نه آرايش) مي رود هيچ كس هم نمي تواند زيرش بزند چون هر جانوري اگر تخليه نشود مي ميرد؛ حالا در اين توالت چه مي گذرد فقط خودتان بايد بدانيد چه ربطي به ديگري دارد كه شما چه كار كرده ايد؟ و يا شما كه بدانيد ديگري چه كرده؟ اما شما حق نداريد وسط جمع بشاشيد يا از مستراح كردن تعريف كنيد. يعني حق نداريد مرز زندگي شخصي و جمعي را قاطي كنيد. هر كسي حق دارد هر مدلي خواست بخوابد، كتاب بخواند، دوست بدارد، بپسندد، روز را شب كند و تا جايي كه به ديگران كاري ندارد، هيچ مسؤوليت و گزارشي در برابر بقيه ندارد. (آن بنده خدايي كه داشت جايش را در كشتي سوراخ مي كرد، كار به كار بقيه داشت، داشت مي كشتشان)

 

اين خود ما هستيم كه با شناخت زندگي فردي يا به بيان بهتر تعيين حريم شخصي مان و پايبندي و "تعصب" نسبت به آن بايد جلوي تجاوز به آن را بگيريم و آن وقت راحت تر و با اعتماد به نفس بالاتري روزها را سپري كنيم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم مرداد 1385ساعت 9:26  توسط درويش  | 

 

اين مدتي كه ننوشتم و گاهي بنا به عناوين مختلف "آب حوض" هم خوردم، اتفاقاتي رخ داد كه از برخي شان بي خبر مانديم به حكم سانسور حاكم.

 

يك زماني پيك ايران خبرهاي دست اول مي رساند و از زماني كه همه ي اين ها سانسور شدند امثال من كه حال و حوصله ي گير آوردن فيلترشكن هايي كه دم به ساعت بي اعتبار مي شوند را ندارند مثل "آن" وقت ها به "آن" خبرها، "آن" چنان نمي رسيم؛ البته فقط جزئيات خبرهاي دست اول كه آن ها هم به راحتي پخش مي شود بين همه؛ چه زودتر و چه كمكي ديرتر. فقط "يك مغز سالم" مي خواهد تا چشم باز كند تا ببيند دور و برش چه خبرست. هركسي كه بي تفاوت باشد نسبت به رويداد هاي سياسي و اجتماع جهانش، شك نكنيد كه مغزش معيوب ست و گرنه يك مغز سالم نمي تواند بي تفاوت باشد نسبت به آنان كه بر سرش تصميم مي گيرند و برايش شيوه اي از زندگي مي سازند.

 

البته كمابيش انسان ها به خاطر همان غريزه دنبال خبر هستند اما به وسعشان : يكي پي جيك و پيك "صغري خانوم" يا فتوحات "فري مكافات" مي گردد يكي دنبال خبر زاييدن آنجلينا جولي يا جدايي بريتني اسپيرز از شوهرش و مجازات زيدان و ماركو ماتراتزي، مي گردد و يكي هم سفر هوگو چاوز به تهران يا اعتراض مشاركتي ها به وزارت ارشاد و ... يكي هم همه ي اين ها را "مي پالد" چون كه همگي به هم مربوطند.

 

از ميان خبرهاي ريز و درشت، جنگ حزب الله با اسرائيل درشت ترين بود و همان پياده نظام ها كه گفته بودم بايد استثمار شوند و جالب اين كه يك حزب سياسي براي مواضعش باعث شده كشورش ويران شود و ملتي كشته. در حالي كه "حكومت لبنان" كه نماد "وفاق ملي" لبناني ست و دموكرات ترين رژيم عرب و خاورميانه هم هست و تنها آن ست كه حق امنيت و پاسداري ملي را دارد، سياست ديگري دارد. تصور كنيد روزي را كه مثلا حزب اعتمادملي آقاي كروبي به خاطر مرامي كه دارد با تركيه بجنگد و آتش تركيه روي ايران باز كند يا فرضا هم زمان كرباسچي با افغاني ها و رضاخاتمي با عراقي ها معركه بگيرند چون كه حزب دارند و اين وسط دولت و مجلس هم ندانند چه خاكي برسر كنند كه دارد كن فيكون مي شود در اين اوضاع خر تو خر. هيچ حزبي هم چنين حقي ندارد كه بكشد و تروريست هاي اسرائيلي را تحريك كند تا به يك سرزمين تجاوز كنند كه اگر چنين باشد هركسي خواست آدم جمع مي كند و حق گانگستر بازي پيدا مي كند. اما حزب الله بايد موقعيت ديگري داشته باشد گرچه "آينده" دقيقا خواهد گفت اما حزب الله  مانند سپاهي ست كه در مرز اسرائيل اردو زده و خرجش مي كنند مثل نظاميان آمريكايي كه از آن سر دنيا كوبيده اند آمده اند  و در خليج فارس اردو زده اند.

 

قطعا كارنامه ي حزب الله در تاريخ ايران و لبنان (خصوصا لبنان) و سوريه سر فصل جالبي را باز خواهد كرد.

 


+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم مرداد 1385ساعت 7:39  توسط درويش  | 

امروز هر چی فکر کردم بنویسم، چیزی به فکرم نرسید. ننوشتن هم مثل آب حوض خوردنه احساس بی مزه ای برای آدم میاره.

هم نشینی با کسی که باهاش حال نمی کنی هم مزه ی آب حوض می ده. امروز اومدم تا بگم : ما هم هستیم، همین.  

 


+ نوشته شده در  یکشنبه یکم مرداد 1385ساعت 13:7  توسط درويش  |